تبليغاتX
دکه عقل و عشق
شنبه دهم اسفند 1387
خواب

اي گل بگيرن در اين زندگي رو! ملت هم خواب مي بينند من هم خواب مي بينم بقيه توي خواب هم صحبت جنيفر لوپز و بريتيني و نيكي كريمي ميشن من تو خواب هم كاري هم از پيش نميتونم ببرم.

بله داستان از اضغاث الحام ماست. نميدونم چي شد كه بعد از مدتها دوباره اين آنتن خواب ما كار كرد و تصاويري برفكي رو نشون كه اينجانب در قامت يك ديپلمات با كت و شلواري مشكي و پيرهني سفيد راهي ميز مذاكره  كه همون ميز نهار بود شدم تا بلكه از حق مسلم خود يعني  حق تعيين سر نوشت خودم دفاع كنم. ولي نميدونم چي شد كه حريف زورش بر ما چريبد فلذا اين بار تهديد كرديم كه فلان ميكنم  حريف بر ما خنديد  ديدم نه، نمي شه رفتم زره و كلاه خود تن كردم مثل دون كيشوت رفتم به جنگ ولي با ماهي تابه چنان بر سرم زدن كه صورتم همچون دست هنرمندان هاليوودي ، كه روي سنگ خيابونهاي هاليوود نقش بسته  ، بر روي سراميك كف آشپزخانه نقش بست و با صورتي خونين ميدان نبرد رو ترك كردم  و داشتم از درد  و غصه به خودم مي ناليدم كه خدا باباي پدر ما رو بيامرزه اومد و مثل اين كشتي كج كارها با يه فن پريد روي شكمم و با يه مشت آهنين توي وسط صورتم فرمان بيدار باش از خواب رو داد و من نادم ،خوشحال از خواب بيدار شدم و خوشحال بودم كه تنها سر صورت خونين خوابم تعبير گشته و لاغير.

تيتر دوم

 متن زير بر گرفته از مقاله اكبر منتجبي يكي از روزنامه نگاران به نام و با استعداد سالهاي اخير كشورمون هست.

بهر حال ایشان( خاتمی) آمده اند در فرایند انتخابات اعلام نامزدی کردند. امیدوارم تا پایان در صحنه بمانند و پیروز انتخابات باشند. اما مانند آن هشت سال ریاست جمهوری نکنند. مردم را نباید فراموشکار فرض کرد. اگر ریاست جمهوری تدارکاتچی بودن است چرا باید دوباره به این عرصه پا گذاشت؟ اگر لوایح دوقلو آورده شود باید تا پایان پای آن ایستاد. نه این که گفت بدون این لوایح نمی شود کاری کرد و بعد نیز ماند. اگر هواداران به زندان می افتند باید از آنها حمایت کرد. نه این که گفت ما زندانی سیاسی نداریم در حالی که عبدی و گنجی و باقی و زیدآبادی و دانشجویان دیگر دربند هستند. اگر اینبار نیز بخت یار ما بود کسی نب گرفت نگوییم که سران رژیم صهیونیستی نیز این جایزه را گرفته اند و آن را بی قدر کنیم. اگر کسی ریخت توی کوی دانشگاه و دانشجویان را لت وپار کردند همان لحظه به دیدار آن برویم نه این تا ۴ روز هیچ خبری از رییس جمهور نباشد. اگر روزی پا به آمریکا گذاشته می شود فرصتها را از دست ندهیم و همان جا ضمن آن که حرفمان را می زنیم، عکس یادگاری هم با سران جهان بگیریم نه این که ناگهان خودمان را گم و گور کنیم. اگر وزیر با لیاقتی مثل عطاالله مهاجرانی داریم، مثل عبداله نوری داریم و مدیری بی مانند مانند کرباسچی داریم تا پایان از او دفاع کنیم نه این که زندانی شدن کرباسچی ونوری و طرد مهاجرانی نیم صدم مشغله ذهنی ما نباشد.

این اگرها زیاد هستند. امیدوارم دیگر تکرار نشود. اگرچه ….

نوشته شده توسط تایماز در 0:33 | | لینک به این مطلب
دوشنبه پنجم اسفند 1387
حس باختن

استادي داشتيم كه تو الگوي تعالي سازماني به ما ميگفت باختن هيچ وقت وجود نداره. باختني در كار نيست بلكه ما مي بريم ويا اينكه ياد ميگيريم چگونه برنده بشيم.

استادمون راست ميگفت واقعيت هم همينه تو پس هر شكستي راهي براي پيروزي وجود داره.

اما گاهي تئوري ها رو نميشه توي واقعيت پياده كرد هميشه  نميشه بر اثر كتاب " چه كسي پنير منو جابه جا كرد" اسپنسر جانسون با تغييرات و مشكلات راحت كنار اومد . اين قضيه هم براي من همين طوريه نميدونم بايد قبول كنم كه باختم و يا اينكه راهي رو پيدا كردم تا اونهايي رو كه شكست منو رقم زدن رو شكست بدم.

نميدونم حالا من هم بايد اعتراف كنم كه شكست خوردم و يا اينكه راهي پيدا كردم براي پيروزي ولي هر چي هست در هر دو حالت من متضرر شدم !

 وحالا صبر کردن  و فراموش کردن ، ولی از این دو بدتر اینه که ندونی باید صبر کنی یا فراموش ؟! يه دوراهي و يه علامت سوال بزرگ!

اي كاش فقط ميدونستم بايد چي كار كنم.

 

تيتر دوم

كرباسچي شهردار سابق تهران رئيس ستاد انتخاباتي مهدي كروبي شد.

عارف رئيس ستاد انتخاباتي محمد خاتمي شد .

مير حسين در ترديد !

 

نوشته شده توسط تایماز در 22:36 | | لینک به این مطلب
جمعه دوم اسفند 1387
قاصدک

دنبال كلماتي بودم تا بتونم باهاشون بنويسم. ولي چه ميشه كرد كه نميشد. ياد شعري قاصدك زنده ياد اخوان ثالث افتادم ديدم چقدر براي اين روزهاي من خوب و مناسبه.

 قاصدك !

هان چه خبر آوردي؟!

ازكجا!؟ وزكه خبر آوردي؟!

خوش خبر باشي اما ، اما

گرد بام و در من بي ثمر مي گردي

انتظار خبري نيست مرا

نه ز ياري نه ز ديار و دياري باري

برو آنجا كه بود چشمي و گوشي با كس

برو آنجا كه تو را منتظرند!

قاصدك !

در دل من همه كورند و كرند

دست بردار ازين در وطن خويش غريب

قاصد تجربه هاي همه تلخ

با دلم مي گويد

كه دروغي تو ، دروغ

كه فريبي تو. ، فريب

قاصدك هان ، ولي ... آخر ... اي واي

قاصدك

ابرهاي همه عالم شب و روز

در دلم مي گريند.

 

پ ن: صبر کردن دردناک است ، و فراموش کردن دردناکتر ، ولی از این دو دردناک تر این است که ندانی باید صبر کنی یا فراموش ؟!

نوشته شده توسط تایماز در 12:47 | | لینک به این مطلب