تبليغاتX
دکه عقل و عشق
جمعه دوازدهم مرداد 1386
رنسانس دینی

مدتها بود كه نمي تونستم بنويسم و اگر اين نوشته درعوض همه اين نوشته ها طولانيه بايد عذر خواهي كنم ولي اين مسئله خيلي وقت كه  ذهنم رو به خودش مشغول كرده و خيلي روش فكر كردم و مقداري هم روش مطالعه داشتم هر چند اين مطالعه ها كلي بود و تنها دليلم احساس خطري بود كه از باب حذف دين اسلام در بعد اسلام شيعي از عرصه ذهن اجتماعي مردم مي كنم.

متاسفانه در هر عصري هنگامي كه دين وارد عرصه سياست شده ( تمامي اديان) بدليل حاكميت سياست در عرصه دين راه براي ابتذال عرصه دين باز شده است،  و در ايران امروز نيز ما شاهد اين ماجرا هستيمو  استفاده از دين براي كسب قدرت و بقاي درآن باعث گرديده اسلام شيعي (‌در مورد مذهب سني نمي توانم چيزي بگوييم چون هيچ اصلاعاتي ندارم و در ايران هم حاكميت سني برقرار نيست) در خطر انقراض قرار داده است و اين انقراض هر چند در حاضر ناپيداست ولي با برپا بودن تمامي نهادهاي ديني در حال انجام است و به مثابه درختي كه از داخل در حال پوسيدن مي باشد .

چند  صباح پيش در قم به بيت (دفتر) دو تن از مراجع يكي نائب آيت الله خميني و ديگري آقاي صانعي رفته بوديم. توي دفتر آقاي منتظري هم كيشان افغاني و عربي و عراقي و تاجيك و خلاصه هر آنچه غير ايراني بود به صف ايستاده بودن تا از محل زكات و خمس خلق الناس شهريه ماهانه خود كه من ديدم به هر نفر 10هزار تومن داده ميشد بگيرند .

 همين بهانه كافي بود  كه فرصت يه بحث مفصل بين دوستان تو ماشين در راه برگشت فراهم بشه بحثي كه همه متفق القول بوديم كه در حال حاضر براي نجات آئين شيعه بايستي نزديك به 60 % فقه اسلامي كنار گذاشته بشه و بيشتر بسوي عرفان اسلامي پيش بريم بسوي عرفاني كه در جاي جاي مثنوي مولوي موج ميزنه هر چند در اين زمينه هم مثل آتا تورك نبايد زياد مجال ترك تازي بهش داده بشه كه بلايي كه سر فقه اسلامي اومد سر اونهم بياد.

دقيقا نمي دونم كدوم يك از دانشمندان اسلامي باعث شد كه رفته رفته فقه اسلامي بجاي عرفان اسلام بشينه(‌اشتباه نكنم شيخ مفيد بود).

دكتر انوشه در داشگاه ما (‌آزاد) به يه تحقيق با موضوع خيلي خوبي اشاره كرد ايشون به تحقيق راجع به تفاوت ديدگاه هاي كودكان جهان و ايران راجع به خدا صحبت داشتند كه در قالب درخواست از كودكان براي ترسيم يه تصوير از خدا بوده، مي دونيد نتيجه چي بوده؟!!

كودكان كشور هاي مسيحي (‌در اروپا و آمريكا) در تجسم تصوير خدا وي را  پيرمردي با ريش سفيد و بلند و با دوبال سفيد در پشت و هاله اي از نور بر سر ( نه از نوع احمدي نژادي) و با صورت خندان بر روي ابرهاي سفيد به تصوير كشيده اند در صورتي كودكان ايراني اكثرا خدا را در آتش با لباسي سياه با گرز و آن عصاي 3 سر عزائيل در حال غضب ترسيم كرده اند.

حالا چرا كودكان ايراني  به اين نتيجه زشت دست پيدا كرده اند بايد در افكار پدارن ومادران جستجو كرده و آن هم مويد القائيات آقايان مي باشد كه با اشباعيت ذهن از خرافه هاي ديني هر عملي را مستوجب عذاب الهي مي پندارند.

بي شك دين اسلام دين رحمت و مغفرت است و لي مسحيت داره در دنيا بعنوان سنبل رحمانيت مي تازه.هميشه برام سوال بوده كه چرا با وجود منابع عظيم كه معرف اسلام رحماني است ولي كتابهايي كه اعتقاد به خدا رو در انسان تقويت مي كنه مثل " 4 اثر فلورانس اسكاول شين" در دنيايي مسحيت به رشته تحرير در اومده و حتي من نمونه اي اسلامي براش پيدا نكرده ام در حالي وقتي خودم اين كتاب رو مي خونده براي هر كدوم از نكته ها و يا عبارتهاي مهم كتاب يه آيه، حديت ، شعر و يا ضرب   المثل ايراني اسلامي در ذهنم نقش مي بست. مي دونيد دليلش چيه؟                                                   
ما در حال حاضر در ماه رجب هستيم و چند شب پيش ، شب ليله الغرائب بود يعني شب آرزوها ، من اين رو نمي دونستم وقتي دنبال مطلب براي اين شب بودم كه اصلا چي هستش؟! تنها به يه روايت از پيامبر برخوردم ( فكر كنم جعلي) كه فقط آدابي رو براي اين شب گفته اونهم خوندن 12 ركعت نماز بين نماز مغرب و عشاء و اونهم بگونه خيلي سخت و بعدش هر كي هر حاجتي بخواد بر آورده ميشه.حالا يه سوال آيا نمي شه بعد از خوندن نماز و يا اصلا بدون خوندن نماز و بدون هيچ ترتيبي يه كنج خلوت پيدا كني و با زباني كه خودت بفهمي  و نه به عربي با خداي خودت خلوت كني و باهاش صحبت كني؟؟؟

آيا هميشه بايد مثل دعاهاي عربي هميشه از خدا تمجيد كرد ؟؟ آيا هرگزنمي شه از دست خدا شاكي بود؟؟آيا حتما دعاي عهد بايد جمعه صبح خونده بشه نميشه يه سه شنبه كه دلت گرفته بودبخوني؟؟؟

تو ي ماه رمضون در برنامه عمو پورنگ يه آخوندي بنام آقاي دوستي در جواب يه كودك كه پرسيد ميشه براي فهم معناي قران اونو فارسي بخونم ايشون جواب داد : "نه"  نمي شه آگه ميخواي معنيشو بدوني اول عربي بايد بخونيد بعد بريد فارسي بخونيد.

آخه اين همه كوته فكري ؟؟ آخه چرا ؟؟ آيا اون بچه حداكثر 10 ساله به خوانده قران تشويق شد؟؟؟ فكركنم نه.

اين روايت شيعه از ارتباط با خدا هستش و هميشه دنبال يه واسطه جهت اين ارتباط بوده به طوريكه امروزه علي(ع) و حسين(ع) براي ما جايگاه خدايي پيدا كرده اند.

به ياد شعر موسي و شبان مولوي افتادم كه :                                       
                 هيچ ترتيبي و آدابي مجو    هر چه مي خواد دل تنگت بگو

بي شك قران بعنوان تنها مرجع موثق فقهي ماست پس چه زيبا ميشد كه بازگشتي به اين منبع داشته باشيم و بسياري از ضايعات فقهي و يا خرافه ها رو نپذيريم و از خود دور كنيم.

مثلآ : در هيچ جاي دين رحماني اسلام حكم سنگسار نيومده و لي آقايان براي زنا ، دارن استفاده مي كنن در حالي قران بيشترين مجازات براي زنا 100 ضربه شلاق اونهم به شرط اثبات شدن و عدم توبه بيان كرده و يا حكم حجاب در قران تنها پوشانده عورتين هست و هيچ جايي به مسئله مو  ويا جاهاي ديگه اشاره نداشته ، در فقه اسلامي تمامي آقايان بجز آقاي صانعي بر اين عقيده هستند كه تراشيدن صورت با تيغ حرام هست ؟!!! در فقه اسلامي هر كسي كه مقلد كسي نباشه در صورت صالح بودن هم به بهشت نمي ره. در فقه اسلامي شيعي دختر در 9 سالگي به سن تكليف ميرسه در صورتي به نقل آقاي صانعي بهترين تاريخ براي دختر همان 15 سالگي است كه در فقه اسلامي سني وجود دارد. در فقه اسلامي برابري ارثيه  و ديه زن و مرد وجود ندارد و هزار مثال ديگر. حتي در برخي موارد نيازمند تغييرات بنيادين در فقه اسلامي مي باشيم بعنوان مثال فلسفه زكات (  الزام پرداخت زكات در قران آمده) بعنوان ماليات براي اداره حكومت اسلامي بوده آيا لزومي وجود دارد در سيستم مالياتي دولتي نوين بازهم زكات داده شود؟؟ آيا خمس در حال حاضر بايستي پرداخت شود؟ و يا اينكه اين حكم ثانويه فلسفه وجوديش براي چي بوده؟؟ چه كساني مي بايست از اين مازاد درآمد استفاده كنند ايرانيان و يا بيگانگان مواجب بگير حوزه علميه.

در آخر چه خوب بودماهم مثل اون آيه انجيل كه مسيح مي گه : من و پدر(‌خدا )‌يكي هستيم ، ما هم به اين اعتقاد مي رسيديم كه ماهم با خدايكي هستيم و ما در طول خدا هستيم و نه در عرض و نه در تعارض با خدا  اما حيف...

اي كاش مردمان من هم مثل مردمان تركيه سكولارهايي مومن بودند.

نوشته شده توسط تایماز در 14:3 | | لینک به این مطلب