حتما همه شما اين جمله كانت رو شنيد كه " مي انديشم پس هستم" ولي باور كنيد كه هميشه درست نيست چون اين روزها از زيادي انديشه من نيست شدم. شايد بايد براش تبصره تعيين كرد كه آدم هاي كم ظرفيت جهان سومي" نيانديشند پس هستند".
اما هر چي هست اين روزها بود و نبودم معلوم نيست از دير اومدن و ننوشتن تو وبلاگم گرفته و به شما دوستان عزيز سر نزدن كه بخشي مهمي از زندگي من هستيد گرفته تا ساير امور.
حالا چي ميخوام؟!! فقط و فقط يك تكه نور!!
چون در تاريك ترين لحظات زندگي به سر ميبرم تقريبا تمام در ها به روم بسته شده و از هر طرفي كه شما فكرشو بكنيد دارم بز ميارم اگه اين اميد به الطاف الهي هم نبود حتما تا حالا بوي حلوام تو فضا پيچيده بود.
ولي من چيز زياد نمي خوام من فقط يك تكه نور مي خوام و اين در مقابل ذات الهي (كه به قولي ميگن ما در روز قيامت فقط نور مي بينيم)چيز زيادي نيست .
من در مقابل عملم چيزي نمي خوام بلكه از دارايي پايان ناپذير الهي كه به هر اندازه بخشش كنه بازهم جا داره فقط و فقط يك تكه نور مي خوام پس
خدايا به من يك تكه نور عطا كن . يك تكه نور از نور وجوديت كه راه گشاي مشكل من باشه( الهي عامين).
