تبليغاتX
دکه عقل و عشق
یکشنبه نوزدهم شهریور 1385
بدترين روز زندگي

گويا عالم و آدم دست به دست هم دادن كه چي؟!! من نتونم بعد از مدتها يه مطلب درست و حسابي اونجور كه دلم مي خواهد بنويسم.

هفته گذشته يكي از بدترين روزهاي زندگيمو پشت سر گذاشتم . چه روزي؟

روز ثبت نام ترم جديد دانشگاهي . حالا حتما همتون ختدتون گرفته ولي واقعا برام دردناك بود كه برم و براي آخرين ترم دانشگاهيم ثبت نام كنم.

فكرشو بكنين دانشگاهي كه برام خيلي چيزها بهمراه داشت حالا داره تموم ميشه و براي من تنها خاطرات گرد و خاك گرفتش ميمونه . از سختي ها و سگ دو زدن هايي كه براي دريافت مجوز انتشار  نشريمون و يا گرفتن مجوز يه شب شعر و موسيقي بعد از 5 سال و ...

روزها و شبهايي كه خونه بچه ها جمع مي شديم و با زدن يه استكان چاي چنان روشن ميشديم كه پايه بحثهاي چند ساعته ما ميشد. واقعا ياد همه بچه هاييكه رفتن بخير . ياد رفتن به قلعه بابك بخير وسط امتحانا پاشديم برا مراسم تولد بابك رفتيم اونجا و تا پاي زنداني شدن هم پيش رفتيم.

خلاصه دانشگاه اونقدر برام جدابيت و قشنگي داشت كه ...

اما هر چيزي يه روزي بالاخره تموم ميشه ولي به جرات ميگم هرگز و هيچ وقت اگه حتي اگه ارشد هم قبول بشم ديگه صفا و عشق اين چهار سال رو نخواهد داشت عشق و حالي كه فقط و فقط و فقط 3 ماه ازش مونده و بعد از اون بايد از همه چيز خدافظي كنم ولي نه  تو اين دوران هر كاري بگيد كردم حتي تا پاي زنداني شدن هم رفتم ولي يه كار مونده كه بايستي تو اين مدت انجام بدم كه شايد با انجامش بشه يه مقدار از تلخي حدافظي كاست ، آره از تلخي خداحافظي

 ولي فكر نكنم.

نوشته شده توسط تایماز در 22:32 | | لینک به این مطلب
جمعه دهم شهریور 1385
بازگشت از ناكجا

سلام خدمت كليه دوستان  .

بعد از يك مدت طولاني ننوشتن ، نوشتن واقعآ سخت ميشه نه  بخاطر اينكه دور از ميادين بودي و آمادگي صد در صد نداري نه ، بخاطر اينكه اونقدر حرف نگفته داري كه نمي دوني ار كجاش بايد آغاز كني.

ولي من نمي خوام در مورد دلايل ننوشتنم و مشكلات پيش آمده در اين مدت برام بگم. ولي با  ننوشتن تو اين مدت خيلي چيزها رو از دست دادم يعني حوادث مختلف و متعددي حادث شد از جام جهاني فوتبال گرفته و قهرماني تيم محبوب لاجوردي پوش من تا جنگ اسرائيل و لبنان و پيروزي حزب ا... با كمك ايران و قعطنامه شوراي امنيت در مورد ايران كه در هاله و سايه جنگ صداش در نيومد  و بهترين ترم بهاري من و هزار يك حرف تو دل مونده.

اما حالا شروع كردم تا جشن تولد دكه كه خيلي نزديكه مي خوام زود زود بنويسم پس لطفا زود زود به من سر بزنيد.

در پايان از حضور گرم شما تو اين مدت تشكر مي كنم.

نوشته شده توسط تایماز در 23:8 | | لینک به این مطلب