***** قسمت اول این مقاله امروز و قسمت دوم آن روز 5 شنبه 3/9.84 خدمت شما خوانندگان عزیز ارائه میگردد****
سازمان مجاهدین خلق به دنبال تغییر دیدگاه در نهضت آزادی در 1344 ازدل این نهضت با مشی اسلامی – مسلحانه توسط محمد حنيف نژاد، سعيد محسن و علي اصغر بديع زادگانتاسیس گردید ودر سال 52 با ترور یک مستشار آمریکایی مبارزه مسلحانه را شروع نمود. در سال 53 تمامی اعضای شورای مرکزی این سازمان غیر از مسعود رجوی دستگیر و اعدام شدند(؟!!) این سازمان در همین سالها اعلام موجودیت مارکسیستی نمود که بدین ترتیب بسیاری از یارن قدیمی که همچنان بر وجه اسلامی مبارزه تاکید داشتند از آنها جداشدند. که می توان جنبش مسلمانان مبارز که توسط حبیب ا...پیمان که هنوز هم تحت عنوان شورای ملی مذهبی ها در داخل در حال فعالیت هستند اشاره نمود. با پیروزی انقلاب مجاهدین نیز طبق نظر امام خمینی(ره) آزادی فعالیت و عقیده یافتند هرچند کاندیداتوری رجوی در نخستین انتخابات ریاست جمهوری توسط ایشان رد گردید ولی در30 خرداد سال 61 بدون اطلاع اقدام به برپایی تظاهرات مسلحانه نمودند که گویا بیشتر وجهه کودتا داشت که به طرف مجلس راه پيمايي نمودند. وشکست خورد. از اعضای این سازمان در آن سالها می توان به ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهور مخلوع و فراری اشاره نمود. با شکست کودتا، رجوي و بني صدر به پاريس گريخته و شورای ملي مقاومت ايران را که با احتساب مجاهدين متشکل از دوازده عضو مي گرديد را بنيان گذاردند . موسي خياباني، فرمانده مجاهدين درسال62 در داخل ايران در درگيری با نيروهای جمهوری اسلامي کشته شد. همسر رجوي، اشرف ربيعي نيز در اين درگيری کشته شد. رجوي همزمان در پاريس با دختر بني صدر، فيروزه ازدواج کرد.هرچند بنی صدر به خاطر رابطه نزدیک رجوی و صدام در سال 63 رسما جدایی خود را از شورای مقاومت اعلام نمود و بدین طریق گویا 20 سال فعالیت با آنان قطع گردید.در همین سال با توجه به شکست مجاهدین در کردستان آنان بعه عراق رفته و اقدام به تاسیس پایگاه نظامیدر کردستان عراق نمودند.یک سال بعد رجوی از فیروزه جدا گردید و در فوريه 1985( به شمسی ماه را نمی دانم ولی 1365) مريم ابريشمچي ( قجر عضدانلو) برای ازدواج با مسعود رجوي از همسرش مهدي ابريشمچي(گویا در اعضا به مهدی بی غیرت مشهور است)، عضو کميته مرکزی سازمان، جدا شد و ازدواج جديد رجوي بصورت عمومي اعلام گرديد. رجوي مريم را بعنوان رهبر مشترک مجاهدين اعلام نمود و اين ازدواج را "انقلاب ايدئولوژيک" ناميد ورجوی مرکز فرماندهی مجاهدین را به عراق منتقل ساخت ونيروهای مجاهدين با پشتيباني و آموزش ارتش عراق، ارتش آزاديبخش ملي ايران را بوجود آوردند. مريم رجوي بعنوان معاون فرمانده ارتش منصوب گرديد مجاهدین در سال 67 با همکاری نیروهای عراقی شهر مهران تحت عنوان عملیات چهلچراغ اشغال نمودند والبته در همین سال باقبول قعطنامه توسط ایران وعراق که گویا موجب خشم آنان گردیده بود عملیات فروغ جاودان یا همان مرصاد خودمان را شکل دادند که با شکست سنگین آنان مواجهه گردید و این عملیات گفته می شود که هیچ اسیری برای ایران نداشت و تکلیف تماما در جبهه مشخص شد(مجاهدین آمار کشته ها را 2000 نفر اعلام میکنند) و بدین طریق مجاهدین مزد خیانت خود را از ایران توسط نیروی ارتش که بیشتر قالبی مردمی داشت گرفت. این عملیات موج فزاینده ای از انتقادات را درداخل سازمان به همراه داشت.که همزمان مواجهه با اعدام اعضای دستگیر شده این سازمان در زندانهای کشورشد و رهبری سازمان با استفاده از این حادثه توانست همچنان اعضا راباری مبارزه با جمهوری اسلامی متقاعد کند اما شاید یکی مهمترین اتفاقات این سازمان را انقلاب ایدئولوژیک نامید وبدین ترتیب رجوي انقلاب ايدئولوژيکي بعدی خود را اعلام کرد. مريم بعنوان مسئول اول مجاهدين منصوب گرديد. رجوي خود را رهبر ايدئولوژيک و رهبر مقاومت اعلام نمود. تمامي افرادی که ازدواج کرده بودند موظف شدند تا از يکديگر طلاق بگيرند وسپس درجنگ اول خليج فارس رجوي دستور داد تا تمامي بچه ها بدون والدينشان از عراق خارج و به غرب فرستاده شوند. بچه ها پس از قاچاق به غرب به خانواده های علاقه مند به بچه سپرده شدند چون به گفته بنی صدر:" در سازمان می بایست از خود و تمامی تعلقات تهی شوید". در این سالها شورای مرکزی سازمان به چند صد نفر افزایش یافت در سال 70 مجاهدین در راستای خوش خدمتی سابق دست به سرکوب انقلاب اکراد عراق نمودند و بسیاری را در این عملیاتها به قتل رساندند. شورای مقاوت تصميم مي گيرد که مريم رجوي را بعنوان رييس جمهور دولت جمهوری دموکراتيک اسلامي ايران (پس از سرنگون ساختن جمهوری اسلامی ايران) را اعلام نمايد و فهيمه ارواني بعنوان مسئول اول سازمان منصوب مي گردید. در سالهای پس از جنگ سازمان در عراق به عنوان ارتش خصوصی صدام با کسب حق العملهای بسیار و همچنین درصدی از صادرات نفت عراق در قالب برنامه نفت در برابر غذا دست به سرکوب و همچنین ترور شیعیان و همچنین شکنجه و اعدام آنخا و همچنین اسرا می نمود.که شبکه اسکای نیوز والجزیره فیلم مخفی دیدار رجوی و صدام را به همراه مبالغ هنگفتی پول پخش نمودند. در1994 کميته روابط خارجي امريکا از وزارت خارجه کشور مي خواهد تا گزارشي در مورد مجاهدين ارائه دهد. اين گزارش مجاهدين را فرقه ای شخصيتي ارزيابي کرده و مي گويد که سازمان در ماهيت خود تروريست است ودر سال های .....
مطلبی بود که چند وقتی قصد نوشتن داشتم ولی مطالبی که پشت کامپیوتر م بود اجازه نمی داد. مطلب این بارم در مورد اکبر گنجی هست این آزاد مرد دربند. عالیجنبان خاکستری و اربابان سرخ پوش اثری که تا سالها در ذهن ایرانی ها جاودانه می مونه اثری که در شرایطی نیمه دمکراتیک ایران با روحیه کوبنده وانتقادی شدید شکل گرفت. همین برای گنجی بس بود.ودر کنفرانی برلین این روزنامه نگار روزنامه جاودانه صبح امروز تیر خلاصی را دریافت کرد.
اوضاع بد گنجی که هر چند وقت یک بار بود که می شنیدیم ولی نامه افشاگرانه معصومه شفیعی و بیان شکنجهای اعمال گشته بر وی در هنگام بستری در بیمارستان و در حین انتقال این بار زنگ خطر سوء قصد علیه گنجی را به صدا درآورد.که در زیر قسمتی از نامه همسر وی را می آورم.
"به او ميگويند كتباً تعهد بده اگر بيرون رفتي،هيچ حرفي نزني و هيچ مصاحبه اي نكني؛ گنجي باز هم زير بار نميرود. سپس آنها در محل بيمارستان ميلاد در قرنطينه طبقه 12، چند نفري بر سر گنجي ميريزند و طي يك روز او را سه بار به شدت مورد ضرب و شتم قرار ميدهند به طوري كه غرق خون ميشود و دستش جراحت عميقي بر ميدارد؛ سرش را به شدت به تخت ميكوبند و در حالي كه الفاظي بسيار ركيك و زننده به كار ميبردند، ميگفتند: كسي كه چنين است، "خودش بايد برود" ما با او فلان و بهمان ميكنيم. ماجرا به همين جا ختم نميشود، پس از چند روز سرپرست آن تيم عملياتي، كه "سماواتي" ناميده ميشود به آقاي گنجي ميگويد ميخواهيم تو را مرخص كنيم، سپس همان افرادي كه ضرب و شتم گنجي را به عهده داشتند، براي ترخيص او ميآيند. گنجي اعتراض ميكند، سماواتي ميگويد: "اينها ميخواهند از تو دلجويي و عذرخواهي كنند" لذا گنجي را از بيمارستان سوار ماشين ميكنند به بزرگراه چمران كه ميرسند يكي از ماموران از صندلي جلو به عقب ميآيد و روي پاهاي گنجي مينشيند به او چشم بند ميزنند و در حالي كه فحاشي ميكردند دستهاي او را به صورت قپاني از پشت دستبند ميزنند. دستبند قپاني زدن باعث آسيب ديدگي شديد كتف چپ آقاي گنجي مي شود. با وجود در رفتگي و درد شديد كتف او را به درمانگاه نميبرند، بلكه به بند انفرادي 2 الف ميبرند."
شاید مهمترین واکنش داخلی به این نامه ، نامه آیت ا... منتظری بود که گفتند"" اظهار شرمندگی می کنم"" وی که در این نامه فلسفه شکل گیری نظام را جلوگیری از ظلم وتعدی به حقوق شهروندان عنوان نمود از این چنین برخوردهایی اظهار شرمساری نمود.
روزنامه اطلاح طلب شرق تنها به انعکاس جزیی این مسئله پرداخت و از اعمال شکنجه حرفی به میان نیاورد. در این میان بهترین و عملی ترین پیشنهاد را سید ابراهیم نبوی طنز نویس سیاسی داد و خواستار نوشتن نام گنجی و آزادی وی در هر کوی وبزن شد واین شاید کم هزینه ترین راه باشد. آقای کروبی هم برخورد های رادیکال را کمکی در جهت تنها وخامت اوضاع دانست و همچنان به رایزنی پشت پرده تاکید نمود.
ولی دوستان ارجمند حال گنجی به شدت خراب و وخیم می باشد .وفقط آزادی وی عظم ملی مطلبد هر چند دیگر خاتمی ای در کار نیست تا غده سر طلانی اطلاعات بخشکاند.پس همه با هم باید خواستار آزادی گنجی شویم. در پایان ضرب مثلی فرانسوی را نقل می کنم که "هر ملتی یک بار انقلاب می کند و یک عمر اصلاحات" پس هدف ما سرنگونی ، براندازی و از این دست چرت وپرتها نیست ما طالب جامعه ای آزاد و دمکراتیک هستیم پس باید در این جهت تلاش کنیم و آزادی گنجی یکی از پله های این راه دشوار می باشد.
هنوز روزهای قبل از 18 خرداد 80 از یادم نرفته اون روزهایی که هنوز تیزر انتخاباتی سید محمد خاتمی از تلویزیون پخش نشده بود و برنامه انتخاباتی توکلی یه مقدار نگرانی تو ما یعنی برو بچه های ستاد دانشجویی و جوانان خاتمی در زنجان تقویت کرده بود ولی "او آمد" مردی از جنس یاس کبود و پشت میکروفون در مقابل خبرنگاران ایستاد و نتونست احساسشو مخفی کنه و زلال اشک روی گونهاش جاری شد یادمه از فردا مثل صف نون بربری تو ماه رمضون ملت چنان جلو در ستاد صف کشیده بودند که نگو . اما بالاخره دوران خاتمی هم تموم شد و رفته رفته نوبت به کارگزاران خاتمی در استان ها رسید پس از 2ماه بحث بر سر استاندار جدید زنجان بالاخره شهردار منطقه 9 تهران یک آقای 65 ساله آمد تا روحیه جوانگرایی دولت رو بما نشون بده.اما هدفم گفتن از مراسم خداحافظی اربابان جامعه مدنی زنجان با استاندار دوران خاتمی یعنی مهندس جعفر رحمانزاده بود دبیران تشکلهای غیر دولتی،نمایندگان مطبوعات،نمایندگان احزاب و... خلاصه همه آمده بودند تا از وی خداحافظی کنند برای من که برای اولین بار در چنین مراسمی شرکت کرده بودم خیلی جالب بود . استانداری که در طول مراسم چندین بار مثل خاتمی گریه کرد، وقتی که قرآن تلاوت شد ، وقتی نماینده تشکلهای سازمان دانش آموزی با متنی به زبان محاوره ی امروزی رو، خوند و یا حتی وقتی یکی از فرمانداران یک شعر خیلی زیبا رو خوند او مانند خیلی های دیگه تو سالن گریه کرد مردی که با اومدنش خیلی چیز ها تو شهر ما تغییر کرد اونجا تو جمع فرصت نشد که بهش بگم آقا جعفر ما رو بد عادت کردی حالا تو مراسم تودیع هر مدیری باید انتظار خلوص نیت و اشک صداقت داشته باشیم برای ما غیر دولتهای استان که همیشه پشت در اتاقت نمودیم وهر وقت اومدیم خودمونو بدون هیچ گونه تکلف اداری توی اتاقت دیدیم ، آره بد عادت کردی و او رفت که بعنوان یک سیتیزن 2 قبضه زنجانی( هرچند که وی زنجانی نبود) در بنیاد باران درکنار خاتمی به 4 سال استاندار خاتمی بودن افتخار کنه و ما با استاندار عدالت گستر ومهروز دولت احمدی نژاد...
باید از کلیه دوستانی که به من سر میزنند ونظر میدهند تشکر ویژه ای داشته باشم واطلاع دوستان برسونم که بزودی اگه خدا بخواد لینک ها رو قرار میدم البته تنها دوستانی رو که در 2 مطلب گذشتم نظر دادن لذا اگر دوستانی که به من لینک دادن لطفا کمی دیگه هم صبر کنند همچنین از کلیه دوستان می خوام که مطالب جدید رو یا تاریخ های درج مطلبشونو به من اطلاع بدن.
برای خود من همیشه بصورت سوال بوده و در سالهای اخیر با توجه گسترش وسایل ارتباط جمعی برخی از مناسبت ها و عید ها در واقع غربیان در ایران هم رواج پیدا کرده. هرچند هالووین رو در زمره این مناسبتهای رواج پیدا کرده نمیشه قملداد کرد اما ولنتاین کاملا مد شده. اما هالووین چی هست؟
جشن هالووین یا همان جشن روزمردگان از یه چیزی نزدیک به 800 سال قبل از میلاد در بلوک غرب برگزار می شده و مردم در این روز برای در امان ماندن از آزار و اذیت مردگان شرور در بالای کوه و یا تپه ای دور هم جمع می شدن و آتش بزرگی دست و پا می کردن و همه دور آتیش جمع می شدند و وقتی که به نیمه شب می رسیدند و در هنگام برگشت به منزل بخشی از اون آتش رو برای روشنی آتش خونه شون به قول خودمون تبرک برمی داشتند در ظرفی قرار می دادند همچنین برای اینکه در راه منزل از شر مردها در امان باشند سعی می کردند لباسهای ترسناکی بپوشند که این بار مرده ها از اونها بترسند که گویا از چند صد سال پیش کدو طنبل به عنوان همون ظرف آتش مرسوم شده. هرچند امروزه دیگه هالووین جنه سنتی رو از دست داده و بعنوان یک جشن مد شده. یکی از کارهای جالبی در این روز بچه ها انجام میدن اینکه به در خونه ها میرن وخانواده در سبد اونها آجیل و شیرینی وگهگاهی پول میزارن در واقع یه چیزی تو مایه های مراسم قاشق زنی چهارشنبه سوری خود ماست گفته میشه امسال لباسهای فیلم "جیغ " و همچنین " مرد عنکبوتی" جزو پرفروشترین لباسهای مراسم هالووین بوده. هرچند در ابتدا هالووین تنها در کشور های غربی برگزار می شده ولی امروزه در اکثر نقاط دنیا از آسیای شرقی واسترالیا گرفته و تا جنوب آفریقا برگزار میشه. امروزه مردم اکثرا در یک فضای باز و یا کلوپ های شبانه دور هم جمع میشن و با اجرا موسیقی زنده و حرکات موزون( همون رقص غیر اسلامی خودمون) سعی می کنند همدیگر رو بترسونن و خوش باشند همچنین یک کدو طنبل رو که به شکل ترسناکی توشو خاکی و طراحی شده با یک شمع یا چراغ روشن برای فراری دادن مرده ها جلو در خونه ها آویزون می کنن.
در ابتدا از کلیه دوستان به خاطره تاخیر در پاسخ به شما نسبت به راه اندازی شبکه وبلاگی واقعا عذر خواهی می کنم البته من در این مدت سعی کردم با چند نفر صاحب نظر واستاد در زمینه های وبلاگی و همچنین شبکه سازی صحبت کنم و نظرات اونها برای بهبود کار جویا بشم و خلاصه به شما بگم نتیجه بهتر از دانسته های خودم بدست نیاوردم و فقط موارد زیر را برای شورع و همچنین قانون(اگه اسمش رو بشه گذاشت) باید در نظر بگیریم
1)اسهامی وبلاگهایی رو که در لیست نظرات اعلام موافقت کردند رو بردارید حالا دوست دارید که به لینک هاتون اضافه بشه بکنین و یا رو یک برگ کاغذ بنویسید خلاصه هر جور راحتید ولی اونها رو یاداشت کنید.
2) به همه این وبلاگها خواهشن و لطفا سر بزنید
3) سعی کنید نظرات مفید و مثبت بدهید تا اینکه نظراتتون جنبه خنثی داشته باشد
4)مطلب جدید روی وبلاگتون قرار دادیدبه دیگران هم اعلام کنید
5) به نویسنده وبلاگ کمک کنید که بهتر بنویسه همچنین با توجه به توانایی صاحب وبلاگ و یا اطلاعاتش به اون پیشنهاد موضوع بدهید
6) به همه وبلاگها سر بزنید ولی مطمئنا چند تا وبلاگ بهتر و بیشتر به دلتون میشینه پس سعی کنید ارتباطتون با اونها یک مقدار بیشتر از خواننده ثابت باشه.
7) به دوستانتان هم که وبلاگ نویس هستند سعی کنید شبکه ی وبلاگیمون رو معرفی کنید
8) اگه موافق باشید برای این شبکه یا گروه به انتخاب شما یک اسم انتخاب کنیم.
9) مطمئنا شبکه ما بزودی گسترش چشم گیر و یک مدل موفق خواهد بود پس سعی کینم عامل اتحاد رو از دست ندهیم و کمیت روی کیفیت کار ما تاثیر نذاره
در پایان تنها نکته ای رو که باید ذکر کنم و روش هم تاکید دارم اینکه هیچ قانونی در محیط مجازی نمی تواند وضع شود و تنها وتنها این احتیاج امروز ماست و همچنین وجدان ماست که می تونه به ما در موفقیت این شبکه کمک بکنه و همچنین در متن من اگر جنبه های امرانه ای وجود دارد باید ببخشید
