یکی از عمده مشکلات وبلاگ نویسان آماتور مسئله بازدید و بازدید کننده است.البته شاید بازدید کننده گذری برخی از وبلاگها بالا باشد که این موردها کم پیدا می شوند ولی میزان علاقه مندان واقعی هر وبلاگ از تعداد نظرات آن وبلاگ به دیگران معرفی می شود و این بزرگترین مشکل پیش روی وبلاگ نویسان آماتور ایرانی است که الحمد ا... تعدادشان کم نیست .(یکیش خود ما)
نداشتن آگاهی کافی از اصول وبلاگی و ادبیات وبلاگ نویسی ،عدم جذابیت مطلب . تکراری بودن ، تبدیل شدن وبلاگ به دفترچه خاطرات عمومی( که شاید فی نفسه شاید بد نباشد) و... از عمده دلایل وبلاگ های کم بازدید کننده می باشد.
کثرت وبلاگها وعدم بروز رسانی سریع وبلاگ ها و حجیم بودن آنها از دلایلی است که بازدید کنندگان راکاهش می دهد و یا به حد صفر می رساند.
اما راه حل مسئله یا بعبارت بهتر مشکل پیش رو وبلاگ نویسان چیست؟
یکی راه حلها افزایش کمی و کیفی مطالب وبلاگ و صد البته تبلیغات در سایر وبلاگ ها می باشد. بطوری که اگر به آرشیو نظرات وبلاگ ها مراجعه کنید اغلب با عبارتی نظیر "وبلاگ قشنگی داری"،"مطلبت عالی بود"و... که در آخر هم به عبارت"یه سری هم به ما بزن" ختم می شود. به این نوع نظرات یا کامنتها بایستی شبه بازدیدکننده یا همان تبلیغات دهنده باید لقب داد.که هدفشان بیشتر جذب بلاگر به وبلاگ خود است و کمتر پیش می آید آن فرد برای بار چندم به وبلاگ مورد نظر مراجعه کند واین همان عاملی است که باعث دلسردی وبلاگ نویس و در بسیاری از اوقات عدم شناخت نقاط قوت و ضعف خود می گردد وآن وبلاگ مشتری دائمی هم ندارد.
با چنین مقدمه طولانی سراغ اصل مطلب یا همان ایده "شبکه سازی وبلاگی" میرم. ابتدا منظور از شبکه سازی چیست؟ منظور بصورت ساده تجمیع عده ای از افراد واشخاص،موسسات وسازمان ها،گروهای مختلف فکری با هدف مشترک در کنار هم می باشد.
با تعمیم این الگو در میان وبلاگ نویسان می توان به موفقیت های چشم گیری رسید.که مهمترین آن افزایش تعداد بازدید کنندگان(منظور نظر دهندگان می باشد چون حداقل زمانی را برای مطالعه وارزشی را برای شما و وبلاگتان قائل شده است) شاید به بیش از 100 نفر در هر مطلب برسد که این هم به تعداد افراد عضو شبکه مرتبط است. نظر دهندگانی که مشتری ثابت وبلاگ شما بوده واین بار نظرات واقعی خود را جهت بهبود کار شما می دهد که صد البته بازخوردی مثبت وغیر قابل انکار برای خود دارد. حال سوالی که پیش می آید اینکه چگونه می توان به چنین جمعی دست یافت؟ هر چند این امر نه بسیار مشکل ولی اندکی سخت می باشد که به روحیه جمع گرایانه و همچنین میزان احساس مسئولیت افرادی که بصورت داوطلبانه به عضویت این شبکه در می ایند ارتباط دارد زیرا هیچ قانونی جز طرد از جانب گروه یا همان شبکه وجود ندارد.
لذا من بعنوان یک وبلاگ نویس آماتوراز کلیه عزیران و دوستانی که مایل هستند که این شبکه راه اندازی شود دعوت میکنم تا به یکدیگر جهت ارتقاء سطح وبلاگی خود کمک کنیم. می توان برای این جمع شورای مرکزی ،نام وسایر موراد را بصورت انتخابات الکترونیکی(با توجه به اینکه ما در مهد دمکراسی یعنی ایران زندگی می کنیم)و ...انتخاب نمود که کمکی جهت سامان دهی امور و اعضاء شود.
و این برای هر فردی که برای اولین به وبلاگ شما سر می زند جذابیت مضاعفی ایجاد خواهد کرد هنگامی با آماربالای نظرات واقعی برخورد می کند ورقبت فرد را برای مطالعه مطلب های شما افزایش می دهد همچنین بدین طریق با تبادل اطلاعات و تجربیات وتوانایی های نظیر طراحی قالب و ... می توانیم به نتایج بهتر دست یابیم.
منتظر شما و نظراتتان می باشم
چند وقت پیش محمد علی ابطحی ،بازنشتگی خاتمی رو اعلام کرده بود و در ستایش این عمل نکته ها گفته بود ولی بعدش در خبرها آمد که خاتمی به عنوان عضو مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص منصوب شده خوب آخه حقوق یه بازنشته چقدره مگه بابا؟ ،این بنده خدا بایستی دنبال شغل دوم بره.
ولی گذشته طنز و شوخی حضور خاتمی در این مرکز که گویا یک خواست دو طرفه از جانب وی وهاشمی رفسنجانی بوده جای تامل داره مرکزی که در زمان ریاست جمهوری هاشمی به ریاست موسوی خوئینی ها تاسیس شده ولی به دلایلی همیشه در سایه بوده وحالا با حضور خاتمی در آنجا امید این میره که دوباره و این بار با اندیشه های خاص خاتمی احیاء بشه واین در حالی است که اختیارات مجمع با تصویب رهبری افزایش یافته و همگرایی خاتمی و هاشمی صورت پذیرفته که از جانب رئیس جمهور و همفکران با هم مورد تاخت وتاز قرار میگرند ودولت جدید رو بعنوان پایان اشتباهات 16 سال گذشته قلمداد می کند.ولی در 8سال ریاست جمهوری خاتمی هم دولت هاشمی کم مورد تاخت و تاز قرار نگرفت. خاتمی با حضور دراین مرکز گویا قصد پیگیری اهداف و اندیشه های ناتمام خود داره وبا توجه به قدرت نفذی این نهادداره امید این میره که بتونه در زمینه های همچون سیاستهای تنش زدایی با توجه شرایط خاص منطقه ای و ایران سیاستهای گذشته خود رو پیگیری بکنه و از غلتیدن ایران در محاق تحریم و انزوای جهانی شاید بتواند جلو گیری بکنه.
اما خاتمی مردی که کاخ ریاست جمهوری رو در چند ماه گذشته تحویل فرد جدیدی داده و یک خداحافظی تاریخی رو داشته و این در حالی است که انتقادات از وی در یکی ،دو سال گذشته بسیار افزایش یافته بود خاتمی که بعنوان سمبل آزادی وگفتگو مطرح بود، برگزاری انتخابات فرمایشی مجلس هفتم و ... در کارنامه ی خود به همراه دارد بطوری که در آخرین دیدار خود با دانشجویان، شرمسار ایستاد ولی از آرمان خود ذره ای عقب نکشید وی در حالی که از جانب دوستان به فرصت سوزی و عدم توانایی رهبری جنبش عظیم مردمی 2 خرداد متهم است واز جانب جناح مقابل به تندروی و عدول از آرمانهای انقلابی محکوم شد. اما خاتمی برای همیشه خاتمی ماند بیاد ماندی .
1) دیروز(3 شنبه 12/7/84) بالاخره کتاب "یکی بود یکی نبود"محمد علی جمالزاده رو تموم کردم بالاخره که میگم نه اینکه مدت طولانی برای خوندنش صرف کرده باشم بلکه 3 یا 4 روز اونهم شبی 15 تا 20 دقیقه برای خودن هر داستانش که کاملا با روحیات مطالعاتی من سازگار بود.به همه دوستان توصیه می کنم که حتما کتابهای جمالزاده رو بخونید. برای من که بعد داستان " کباب غاز" که در دبیرستان خوانده بودیم و دوست داشتم کتابهای جمالزاده رو بخونم خیلی جذاب بود بطوریکه مطمئنم که فردا حتما باید یک جلد دیگه از تالیف هاتشو بخرم و مطمئن هستم کمتر کسی بعد از خوندن کتابش این حس بهش دست نده.
یادش گرامی ، آثارش جاوید، روحش شاد.
*********************************************************************************************
مطلب دوم) بعد نوشته چند روز پیشم در مورد مسائل هسته ای ایران و با توجه به اهمیت موضوع سعی میکنم بعد از این مطالب کوتاه رو در این مورد گرد آوری کنم و توی وبلاگم بزنم امیدوارم در این مورد منو کمک کنید.
*********************************************************************************************
و اما مطلب سوم ) آقا اومد و رسید. کی؟ نه چی!! ماه رمضونو میگم و به همبن سادگی و سریعتر از سریعترین ماشینی (که گویا برای شرکت بنز هست با بیش از 430 کلیومتر در ساعت)که در دنا هست یک سال از ما رمضون پارسال به همین سادگی گذشت و صد البته ماه رمضون امسال منو دلتنگ حامد عزیز این یار دوست داشتنیم خواهد کرد. طاعات و عباداتون قبول باشه و ما رو در دعا هاتون از یاد یاد نبرید.
سالها پيش يعني سال 78 يكي از دوستان من يك شعر زيبا رو برام خوند و من ازش خواهش كردم برام بنويسدش ، قسمتهايي از اين شهر در يادم بود ولي بطور اتفاقي دوباره اين شعر به چشم خورد .
نمي دونم اين شعر از كي هست ولي اين شعر رو به نقل از علي جباري مينويسم كه روي شعر نوشته
"خدا خواسته است 74"كودكت مرد از اين درد خدا خواسته است
سوگواري نكن اي مرد خدا خواسته است
و پدر رفت شكايت كند از دكترها
مادرش گفت كه برگردد خدا خواسته است
دخترش گفت
: پدر جان يرقان يعني چه؟بدن من كه شده زرد خدا خواسته است؟
مرد همسايه ندا داد گناه از ما نيست
كلبه تان هست اگر سرد خدا خواسته است
سيل نامرد رسيد و دهمان ويران شد
كدخدا باز يقين كرد خدا خواسته است
من شنيدم كه سخنران بليغي فرمود
چهارده قرن عقب گرد خدا خواسته است
و قرض از همه اشعار و افاضيل ادب
مي توان صرفه نظر كرد، خدا خواسته است
بیشتر از 2 سال میشه که پرونده هسته ای ایران موضوع فصلی محافل سیاسی و گهگاهی هم نظامی میشه. مسئله ای که ماهیت اصلی اون کاملا شفاف نیست.هر دفعه پس از نشست آژانس انرژی اتمی و البته قبلش سیلی از تحلیل ها روانه بازار میشه.
اما بغرنجی مسئله از زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد حادتر هم شده. روند مذاکراتی که سید محمد خاتمی رئیس جمهور محبوب سابق ایران با توجه به اعتقادی که به ماهیت گفتمان داشت و با توجه به شناخت کامل از ماهیت ، خواست و اهداف جریانهای داخل کشور و همچنین شناخت و درک اروپایی ها از محبوبت وی نزد مردم 2 سال به طول کشید و در این مدت خاتمی توانسته بود موفقیت های خوبی هم کسب کند و جامعه هدفی که برای مذاکره انتنخاب کرده بود یعنی همون 3 کشور اروپایی یکی از علائم این موفقیت میشه برشمرد.
بطوری که در 2 ماه گشته مواضع خصمانه این 3 کشور نسبت به ایران باعث بد تر شدن شرایط برای ایران شده .
بیانیه اخیر شورای حکام که مسئولین جدید مذاکره بسیار به اون خوشبین بودند به بدترین شکل ممکن به ضرر ایران تمام شد.شاید بگید حالت بد یا بد خیم پرونده فرستادن پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت باشه ولی این مسئله یکی به آخر کار است چون در این حالت ایران از سردرگمی نجات پیدا کرده و دنبال راه چاره ای برای اونجا میگرده در صورتی که شورای حکام با بازی دادن ایران و صد کسب اطلاعات بیشتر از مسائل محرمانه داخلی ایران( با توجه به الزام بیانیه اخیر آژانس)و در اختیار قرار دادین اون به کشور ثالث ضربه های بزرگی می تواند به ایران وارد کنه.
چرخش 180درجه ای اخیر کشور اروپایی و طبع هم پیمان آنها پس از روی کار آمده احمدی نژاد که بازخوردی از عکس العملهای حامیان وی در روند مذاکرات دولت خاتمی بود باید یک حالت منتطی توصیف بشه. بطوری روزنامه کیهان ارگان رسمی حامی احمدی نژاد و آبادگران در این مدت با نوشتن،تحلیل،تهیه گژارش و... بارها از مسئولین امر خواستار خروج از NPT شده بودند این برای کشور غربی به مثابه زنگ خطری بود و نشانه های از این تفکر در سخنرانی رئیس حمهور در سازمان ملل و تهدید مبنی بر خروج دیده شد.
چرخش ایران از بلوک غرب به شرق با توجه به منطق حاکم بر دولت احمدی نژاد و هم فکران وی و شکست در این مذاکرات از جمله نقاط سیاه دیپلماسی خارجی ایران در مذاکرات مربوط بهپرونده هسته ای باید دانست بطوری ایران حتی از امتیاز صادرات گاز به هند هم نتواست استفاده بکنه و دیدم که هند به بیانیه اخیر آزانس رای مثبت داد.
ضعف دپیلماسی خارجی ایران که البته متوجه دولت احمدی نژاد است و بی اعتمادی غرب و بویژه آمریکا نسبت به ماهیت برنامه های صلح آمیز هسته ای ایران و همچنین مواضع ضعیف هم پیمانان ایران در آژانس آینده پرونده هستهای ایران تیره تر از گشته کرده.
و ما یعنی مردم ایران امیدورایم که مواضعمان نه آنچنان غربگراینه و مسخ شده همچون دولت خیالی مصطفی معین کاندیدای ریاست جمهوری باشه که کلیه منافع ملی مان تحت شعاع قرار بگیره و نه آنچنان بی تدبیری در عملکرد ما باشد که امنیت ملی ما رو تهدید کرده و کشور را به آستانه جنگ بی فرجام دیگری برساند.
بازهم همه مدزسه و رفتن و دیدن دوستان و بازهم معلمان که نتوانستند حقوق و خواسته هاشونو از دولت بگیرند.
شاید برای خیلی ها اول مهر روز خوبی باشه ولی برای من اصلا خاطره انگیز نیست نیدونم چرا؟شاید به خاظر از دست دادن تمامی خوشهای تابستون باشه و شاید...
خلاصه دوم مهرتون مبارک.
روز شمار من یک 3 رو می ده یعنی امروز روز سوم که دوستم حامد من رو با تمامی تنهاییم تنها گذاشته.
